طمع مدیریتی

تصمیمات مدیران سازمان ها گاهی آنقدر عجیب و دور از ذهن است که با گفته‌های خود ایشان نیز در تناقض است.

در نظر بگیرید که مدیر بلندپایه یک سازمان دولتی هم از کیفیت پایین خدمات نرم افزاری سازمان خود در بین مدیران همرده خود در دیگر سازمان ها شرمنده باشد و هم در زمان صحبت از واگذاری یک پروژه به یک شرکت توانمند، بر خلاف نظر مشاوران و معاونان خود، از واگذاری پروژه به دلیل هزینه های پروژه (صرفه جویی!) جلوگیری کرده و پروژه را به شرکت دیگری که با مبلغ بسیار ناچیزی حاضر به انجام پروژه مذکور شده است واگذار نماید.

طمع مدیریتی

از همین ابتدا مشخص است که عاقبت پروژه مذکور چه خواهد بود، کیفیت پایین پروژه، سرگردانی کاربران، هزینه بالای نگهداری محصول، برآورده نشدن اهداف سازمان از اجرای پروژه.

در صورتی که مدیر مورد بحث به این نتیجه برسد که محصول کیفیت پایینی دارد و اهداف سازمان را برآورده نمی‌کند (کمتر مدیر بلند مرتبه‌ای به چنین نتیجه‌ای میرسد!) در نهایت از دور خارج نمودن و یا بازنشسته کردن زودهنگام محصول و شروع پروژه ای دیگر برای جایگزینی.

هم پیاز را خورد، هم فلک شد، هم پول داد

تخصیص بودجه کافی و مناسب به یک پروژه یکی از ستون های اجرای درست پروژه و ایجاد محصول با کیفیت است که برخی از مدیران به اشتباه با شعار صرفه جویی از انجام آن امتناع می‌کنند و موجب ایجاد دیگر هزینه های گذاف در سازمان تحت مدیریت خود می‌شوند.

0 پیام

شما هم نظرتان را بفرمائید