نکاتی درباره برنامه‌ریزی محصول و پروژه 

برنامه‌ریزی محصول یکی از مهم‌ترین کارهای یک مدیر پروژه/محصول و مالک محصول (Product Owner) است. با این حال برخی از مدیران به برخی از دلایل از انجام آن سر باز میزنند. در ادامه دلایل این مسئله را بررسی میکنیم.

No plan

1- اسناد برنامه ریزی تغییر خواهند کرد

برخی مدیران معتقدند که اسناد برنامه ریزی نباید تغییر کنند و چون در محصول آنها تغییرات زیاد است تهیه این سند فایده ای ندارد چون بلافاصله تغییر خواهد کرد.

ولی باید گفت اسناد برنامه ریزی اسنادی زنده هستند و امکان تغییرات برای این اسناد همواره در طول مسیر وجود خواهد داشت. زیرا تغییرات همواره در بازار و یا در بین ذینفعان پروژه و محصول وجود دارد. بنابراین باید در صورت ایجاد تغییرات و تاثیر آن بر روی محصول یا پروژه، تغییرات را به نحو درست بر روی اسناد برنامه ریزی و Roadmap اعمال کرد.

2-تمامی جزئیات محصول و پروژه مشخص نیست

برخی مدیران علت عدم تهیه Product Roadmap را ناتوانی در محاسبه تمامی نیازمندی‌ها و استوری‌ها (User Story) میدانند. باید گفت این هم فکر مخرب دیگری برای عدم تهیه برنامه ریزی است. زیرا نیاز نیست مدیر محصول تا پایان محصول برنامه ریزی 100% دقیق و موشکافانه ای انجام دهد. به تصویر زیر دقت کنید.

برنامه ریزی شامل سه بخش می‌شود. 

الف- برنامه ریزی آینده نزدیک: دو تا چهار اسپرینت آینده 

این بخش دقیق‌ترین بخش برنامه ریزی است و امکان تغییر در آن حداقل است. البته ابن بدان معنا نیست که امکان تغییر در آن وجود ندارد. 

ب- برنامه ریزی آینده متوسط (آینده نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک، شاید موفق شدم بعدا برای این موضوع اسم مناسب‌تری پیدا کنم): معمولا از چهار اسپرینت تا 10 اسپرینت 

برنامه ریزی برای انجام استوری‌ها در این بخش چندان دقیق نیست و احتمال تغییر در آن بیشتر از استوری های مرحله قبل است. 

ج- برنامه ریزی آینده دور: از اسپرینت 10 تا انتها 

برنامه ریزی برای انجام استوری های این بخش به صورت کاملا تخمینی است و احتمال تغییر در آنها بسیار زیاد است. 

به این روش که برنامه ریزی موج غلطان Rolling Wave Planning میگویند هر چه از زمان حال فاصله میگیریم میزان دقت در برنامه ریزی کمتر میشود. 

این روش در برنامه ریزی Road Map به روش توصیه شده در اسکرام و هم به روش توصیه شده توسط Roman Pichler صدق میکند و کاربرد دارد. 

3- برنامن ریزی ذهنی 

برخی از مدیران محصول/پروژه معتقد هستند که آنها در ذهن خود برای توسعه محصول‌شان برنامه ریزی کرده اند و فقط آنرا بر روی کاغذ و یا سندی نیاورده اند. زیرا این کار زمان زیادی را از ایشان خواهد گرفت. 

باید گفت این هم اشتباه دیگری است چون ترسیم نقشه توسعه محصول Produc Roadmap بر روی کاغذ و یا پیاده‌سازی آن در دیگر ابزارها میتواند بسیاری از مشکلات موجود در آنرا مشخص نماید و مدیر محصول میتواند به همراه دیگر ذینفعان بر روی آن بحث نمایند.  

در حالت کلی Visualize کردن میتواند زمینه را برای درک بهتر و ایجاد توافق هموار کند و مشکلات موجود در آن نمایان خواهد شد که راه را برای تصمیم‌گیری درست هموار خواهد کرد. 

4- اهمیت آن مشخص نیست و کاربردی ندارد 

برخی مدیران هم از اهمیت برنامه ریزی و کاربرد آن در محصول دچار تردید هستن. همانطور که در بالاتر هم اشاره شد ترسیم مسیر توسعه محصول میتواند به حل بسیاری از مشکلات کمک کند. همچنین میتواند به درک ذینفعان مختلف و تیم توسعه از نحوه توسعه و مسیر پیش رو کمک نماید. همچنین از آن میتوان برای مشخص کردن وضعیت فعلی و میزان استوری های تکمیل شده و باقی مانده و میزان تلاش (effort) لازم برای ادامه راه کمک گرفت.  

در صورتی که Road Map شما بر اساس توصیه Roman Pichler طراحی شده باشد و برای مراحل مختلف آن هدف گذاری کرده باشید میتوانید از آن برای برآورد میزان دستیابی به اهداف محصول خود نیز بهره ببرید. 

همواره به یاد داشته باشید: 

1- عدم برنامه ریزی به معنی برنامه ریزی برای شکست محصول یا پروژه است. 

2- برنامه‌ریزی، به روز رسانی و سنجش میزان دستیابی به اهداف یکی از کارکرد های کلیدی هر مالک محصول، مدیر پروژه/محصول است و بدون آن وجود مدیر محصول/پروژه بی معنی خواهد بود.  

لینک های مفید:

واژه هایی برای جستجو:

  • rolling wave planning

0 پیام

شما هم نظرتان را بفرمائید

Verified by MonsterInsights