وقتی یک سازمان به نتایج مورد انتظار خود نمی‌رسد، معمولاً اولین واکنش این است که مشکل را به اجرا نسبت دهیم. پروژه‌ها عقب هستند، اهداف محقق نشده‌اند، فروش پایین‌تر از انتظار است یا تیم‌ها آن‌طور که باید پیش نمی‌روند؛ بنابراین به‌سرعت این نتیجه شکل می‌گیرد که «باید اجرای بهتری داشته باشیم».

اما مسئله همیشه اجرا نیست. گاهی سازمان دقیقاً همان چیزی را اجرا می‌کند که از آن خواسته شده، ولی آنچه از ابتدا تعریف شده مبهم، متناقض یا خارج از ظرفیت سازمان بوده است. در چنین شرایطی، فشار بیشتر بر تیم‌ها یا اضافه کردن ابزارها و فرآیندهای جدید الزاماً نتیجه بهتری ایجاد نمی‌کند.

پیش از هر برنامه بهبود یا تحول، باید یک سؤال بنیادی مطرح شود: مشکل اصلی ما در استراتژی است، در اجراست، یا در اتصال میان این دو؟

Strategy vs Execution Problem
Strategy vs Execution Problem