در طول سالیان اخیر با چند سازمان برخورد کردم که مشکل اجرای استراتژی داشتند؛ با اینکه اسناد استراتژی شان به خوبی اهداف را روشن کرده بود و برنامه اجرایی و نقشه راه داشتند، نتایج بسیار ناامید کننده بودند.
تجربه من نشان میدهد گاهی مسئله سازمان بهسادگی در یکی از دو دسته «استراتژی ضعیف» یا «اجرای ضعیف» قرار نمیگیرد. ممکن است جهت استراتژیک روشن باشد. مدیران بدانند سازمان به کجا میخواهد برسد. تیمها نیز مشغول کار باشند، پروژهها جلو بروند و حتی شاخصهای عملکرد مرتب گزارش شوند. اما با این حال، نتیجهای که انتظار میرود ایجاد نمیشود.
در چنین شرایطی باید احتمال سومی را بررسی کرد:
- آیا سیستم اجرای سازمان واقعاً با استراتژی آن همراستا است؟
- آیا تیم های مختلف با یکدیگر همراستا هستند؟
- آیا تمام سازمان در یک جهت حرکت میکند؟
