کیانوش آل‌شیخ

مشاور مدیریت محصول، مدیریت پروژه و تحلیل کسب و کار فناوری اطلاعات و توسعه نرم‌افزار، متخصص و مربی اجایل

شکست OKRs در سطح مدیران ارشد

در بسیاری از سازمان‌ها، OKRs با حمایت مستقیم مدیرعامل آغاز می‌شود، کارگاه برگزار می‌شود، اهداف نوشته می‌شود، داشبورد ساخته می‌شود، اما پس از دو یا سه چرخه، عملاً به یک گزارش‌گیری تزئینی تبدیل می‌شود.
مسئله شکست در تیم‌ها نیست. مسئله در سطح C-Level است. بخش قابل توجهی از شکست‌های OKR به دلیل خطاهای طراحی در لایه استراتژیک رخ می‌دهد، نه ضعف اجرای عملیاتی.

ادامه مطلب

طراحی Roadmap محصول مبتنی بر OKR

در بسیاری از سازمان‌ها، Roadmap محصول چیزی جز یک تقویم تحویل فیچر نیست؛ لیستی از قابلیت‌ها که با تاریخ مشخص وعده داده شده‌اند. این نوع Roadmap شاید در ظاهر شفاف باشد، اما در عمل تیم را به Feature Factory تبدیل می‌کند و در محیط‌های ناپایدار به‌سرعت بی‌اعتبار می‌شود. وقتی توسعه محصول بر اساس OKR انجام می‌شود، Roadmap نیز باید از همان منطق تبعیت کند؛ یعنی به‌جای تعهد به «چه چیزی می‌سازیم»، تعهد به «چه نتیجه‌ای می‌خواهیم ایجاد کنیم.»

نقطه شروع توسعه محصول Roadmap، است، نه بک‌لاگ و نه لیست درخواست‌ها. Roadmap در این رویکرد، تصویر زمانی اجرای OKR است. در این صورت Roadmap محصول مبتنی بر OKR خواهد بود که به آن Outcome-Driven Roadmap گفته می‌شود.

ادامه مطلب

چگونه با OKR محصولی هدفمند را توسعه بدهیم؟

یکی از رایج‌ترین چالش‌ها در توسعه محصول این است که تیم‌ها «هدفمند» نیستند. فیچرها ساخته می‌شوند، اسپرینت‌ها انجام می‌شوند و بک‌لاگ‌ها پر هستند، اما در نهایت مشخص نیست محصول دقیقاً در حال حل کدام مسئله مهم کاربر یا کسب‌وکار است. برای حل این مسئله نیاز است توسعه محصول دارای اهدافی مشخص و ارزشمند باشد و تیم به جای توسعه و تحویل Feature بر روی تحویل ارزش متمرکز شود.

توسعه هدفمند محصول با OKR از جایی شروع می‌شود که تیم محصول به‌جای تمرکز بر خروجی‌ها (Features)، بر نتایج (Outcomes) تمرکز می‌کند. OKR به تیم کمک می‌کند که به این سؤال کلیدی پاسخ دهد:
«موفقیت محصول در این بازه زمانی دقیقاً یعنی چه؟»

ادامه مطلب

OKR در مدیریت محصول دیجیتال

در مدیریت محصول دیجیتال، یکی از چالش‌های همیشگی این است که تیم محصول بداند «روی چه چیزی تمرکز کند» و «چگونه ارزش واقعی برای کاربر و کسب‌وکار ایجاد کند». در بسیاری از سازمان‌ها، محصول درگیر تحویل فیچرها می‌شود، بدون آنکه تصویر روشنی از تأثیر آن‌ها بر اهداف کلان وجود داشته باشد OKR. دقیقاً در همین نقطه وارد می‌شود و نقش یک پل حیاتی بین استراتژی سازمان و تصمیم‌های روزمره محصول را ایفا می‌کند.

OKR به تیم‌های محصول کمک می‌کند از رویکرد Feature-driven فاصله بگیرند و به سمت Outcome-driven حرکت کنند. در مدیریت محصول دیجیتال، موفقیت به تعداد قابلیت‌های تحویل‌داده‌شده وابسته نیست، بلکه به میزان تغییری که در رفتار کاربر، شاخص‌های کسب‌وکار و ارزش ایجادشده رخ می‌دهد بستگی دارد. وقتی اهداف محصول به‌صورت  Objective تعریف می‌شوند و نتایج کلیدی آن‌ها به شاخص‌های قابل اندازه‌گیری گره می‌خورند، تیم محصول به‌جای ساختن «چیزهای بیشتر»، روی ساختن «چیزهای درست» تمرکز می‌کند.

ادامه مطلب

استفاده از OKR برای مدیریت ریسک

مدیریت ریسک در سازمان ها یکی از مهمترین فرآیندهای سازمان است که کمک میکند کسب وکار سازمان با مخاطرات کمتری مواجه شود و از موقعیت های به دست آمده بیشترین استفاده را ببرد.

یکی از کاربردهای OKR در سازمان ها، مدیریت هدفمند ریسک ها است. با بهره گیری از OKR میتوان ریسک های شناسایی شده را هدفمندتر مدیریت نمود و با هدف‌گذاری صحیح برای مدیریت ریسک و انتخاب شاخص های کلیدی مهم، در جهت کنترل و یا کاهش مخاطرات گام برداشت.

ادامه مطلب