اثربخشی Agile را چطور واقعاً اندازه گیری کنیم؟

اگر یک سازمان Agile را اجرا کرده باشد، سؤال مهم این نیست که چند تیم Scrum دارد، چند جلسه برگزار می‌شود یا Velocity چقدر افزایش پیدا کرده است. سؤال مهم‌تر این است:

Agile چه تغییری در عملکرد واقعی سازمان ایجاد کرده و از کجا می‌توان فهمید این تغییر مؤثر بوده است؟

برای پاسخ به این سؤال، باید از شاخص‌هایی استفاده کرد که علاوه بر فعالیت تیم‌ها نشان دهند جریان تحویل، کیفیت، ارزش مشتری و در نهایت نتایج کسب و کار چه تغییری کرده‌اند. در ادامه، یک روش عملی برای سنجش اثربخشی Agile و KPIهای مناسب هر مرحله را مرور می‌کنیم.

Measure Agile Effectiveness KPIs
Measure Agile Effectiveness KPIs

1- از Baseline شروع کنید

اگر سازمان Agile را اجرا کرده، برای سنجش اثر آن بهتر است از یک سؤال ساده شروع کنیم: قبل از Agile چه وضعیتی داشتیم و بعد از آن چه چیزی تغییر کرده است؟ برای این کار ابتدا باید یک Baseline داشته باشیم. مثلاً وضعیت سه تا شش ماه قبل را ثبت کنیم و بعد همان شاخص‌ها را در دوره‌های بعدی مقایسه کنیم.

2- ابتدا Flow و Delivery را بسنجید

در بخش Flow & Delivery می‌توان Lead Time، Cycle Time، Throughput، WIP و Predictability را اندازه گرفت. اگر Cycle Time کاهش معنا داری پیدا کرده باشد (مثلا از 20 روی به 12 روز کاهش را نشان بدهد)، یعنی جریان تحویل سریع‌تر شده است. اگر همزمان WIP نیز کاهش پیدا کرده باشد، احتمالاً تیم تمرکز بیشتری پیدا کرده و کارهای کمتری همزمان باز مانده‌اند.

3- مطمئن شوید سرعت به قیمت کیفیت تمام نشده است

یکی از خطاهای رایج در ارزیابی Agile این است که افزایش سرعت تحویل را به‌تنهایی نشانه موفقیت بدانیم. ممکن است Cycle Time کمتر شود یا تیم بتواند کار بیشتری تحویل دهد، اما اگر همزمان تعداد Defectها، دوباره کاری یا Incidentها افزایش پیدا کند، این بهبود پایدار نیست. برای همین باید شاخص‌های سرعت و کیفیت را کنار هم دید.

مثلاً اگر تیم سریع‌تر Feature تحویل می‌دهد، اما بخشی از ظرفیت Sprintهای بعدی صرف رفع خطاهای همان Featureها می‌شود، عملاً بخشی از سرعت به‌دست‌آمده از بین رفته است. در این مرحله معمولاً شاخص‌هایی مانند Defect Rate، Rework، Production Incidents و Change Failure Rate کمک می‌کنند بفهمیم آیا جریان تحویل واقعاً سالم‌تر شده یا فقط سریع‌تر شده است.

هدف این نیست که Defect را به صفر برسانیم؛ هدف این است که ببینیم آیا سازمان می‌تواند با سرعت بیشتر، کیفیت قابل قبول و پایدار را نیز حفظ کند.

4- بررسی کنید آیا ارزش بیشتری برای مشتری ایجاد شده است

بعد باید سراغ ارزش محصول و مشتری رفت. فرض کنید تیم در هر Sprint قابلیت‌ها یا Featureهای بیشتری تحویل می‌دهد. سؤال مهم این است که:

– آیا کاربران از این قابلیت‌ها استفاده می‌کنند؟
– آیا Adoption افزایش یافته؟
– آیا Retention یا Customer Satisfaction بهتر شده؟

اگر پاسخ منفی باشد، شاید تیم سریع‌تر شده باشد، اما الزاماً مؤثرتر نشده است.

5- اثر Agile را به Business Outcome وصل کنید

این مرحله مهم‌ترین بخش ارزیابی اثربخشی Agile است؛ چون ممکن است تیم‌ها از نظر Delivery عملکرد بهتری پیدا کرده باشند، اما هنوز مشخص نباشد این بهبود چه ارزشی برای کسب‌وکار ایجاد کرده است. برای مثال، فرض کنید Lead Time کاهش پیدا کرده و تیم می‌تواند قابلیت‌های جدید را سریع‌تر تحویل دهد. این یک بهبود عملیاتی است، اما هنوز Business Outcome محسوب نمی‌شود.

باید یک مرحله جلوتر برویم و بررسی کنیم این سرعت بیشتر چه نتیجه‌ای ایجاد کرده است.

مثلاً:

کاهش Lead Time موجب شده قابلیت جدید زودتر وارد بازار شود، اینکار موجب شده مشتری زودتر از آن استفاده کند، در ادامه بازخورد بازار سریع‌تر دریافت شده است، در ادامه اصلاح محصول سریع‌تر انجام شده است، در ادامه Conversion یا Revenue افزایش پیدا کرده است.

بنابراین برای هر KPI عملیاتی باید پرسید:

– «So What?» این بهبود چه تغییری در نتیجه کسب‌وکار ایجاد کرده است؟

برای این کار می‌توان KPIهای Delivery را در کنار  KPIهای کسب‌وکار بررسی کرد. برای مثال، روند Time to Market را در کنار Adoption، Conversion، Revenue، Customer Satisfaction یا Cost to Serve قرار داد و بررسی کرد آیا تغییر معناداری در همان بازه زمانی دیده می‌شود یا نه.

البته باید مراقب یک خطای رایج هم بود: هر بهبود کسب‌وکار را مستقیماً به Agile نسبت ندهیم. فروش، درآمد یا رضایت مشتری ممکن است تحت تأثیر قیمت، بازار، کمپین‌های بازاریابی، رقبا یا تغییرات محصول نیز قرار گرفته باشند.

بنابراین بهتر است به‌جای اینکه بگوییم:

Agile باعث افزایش درآمد شد

دقیق‌تر بگوییم:

Agile با کاهش زمان تحویل و کوتاه‌تر کردن چرخه بازخورد، یکی از عوامل مؤثر در دستیابی سریع‌تر به این نتیجه بوده است

6- یک Dashboard کوچک و معنادار بسازید

یک Dashboard عملی برای سنجش Agile می‌تواند فقط چند KPI کلیدی داشته باشد:

Delivery: Lead Time، Cycle Time، Predictability
Quality: Defect Rate، Rework
Customer: Adoption، Retention، CSAT
Business: Time-to-Market، Conversion، Cost of Delay
Organization: Decision Lead Time، تعداد وابستگی‌ها، زمان واکنش به تغییر اولویت

7- KPIها را جدا از هم تفسیر نکنید

نکته مهم این است که این شاخص‌ها باید در کنار هم دیده شوند. کاهش Cycle Time خوب است، مگر اینکه کیفیت افت کرده باشد. افزایش Throughput خوب است، مگر اینکه محصول کم‌ارزش بیشتری تولید کرده باشیم. افزایش Velocity هم تقریباً هیچ چیز درباره ارزش کسب‌وکار به ما نمی‌گوید.

جمع‌بندی

هدف اندازه‌گیری این نیست که ثابت کنیم «سازمان Agile شده است». هدف این است که بفهمیم Agile  دقیقاً کدام بخش از عملکرد سازمان را بهتر کرده و این بهبود چه ارزشی ایجاد کرده است؟

0 پیام

شما هم نظرتان را بفرمائید

CAPTCHA ImageChange Image