وقتی منابع با استراتژی هم‌راستا نیستند

تدوین استراتژی فقط مشخص کردن اولویت‌ها نیست. اگر بودجه، نیروی انسانی و ظرفیت واقعی سازمان متناسب با این اولویت‌ها جابه‌جا نشوند، فاصله میان استراتژی و اجرا باقی می‌ماند.

در این زمینه تجربه تلخی از توسعه یک محصول آنلاین دارم؛ محصولی که قرار بود بخشی از مسیر رشد سازمان را شکل دهد، اما منابع متناسب با اهمیت آن در اختیار تیم قرار نگرفت. افراد کلیدی هم‌زمان درگیر چند مسئولیت و پروژه دیگر بودند، ظرفیت فنی و عملیاتی کافی وجود نداشت و بسیاری از نیازهای زیرساختی باید با همان منابع محدود قبلی پاسخ داده می‌شد.

نتیجه قابل پیش‌بینی بود: سرعت توسعه کاهش یافت، وابستگی به افراد محدود بیشتر شد، تصمیم‌ها به تعویق افتاد و فاصله میان آنچه در سطح مدیریت به‌عنوان «اولویت» مطرح می‌شد و آنچه در عمل امکان اجرا داشت، روزبه‌روز بیشتر شد.

این تجربه برای من یک نکته را روشن کرد: اگر یک اولویت استراتژیک واقعاً مهم است، باید منابع متناسب با آن نیز واقعاً در اختیارش قرار گیرد.

بسیاری از سازمان‌ها استراتژی جدید تدوین می‌کنند، اولویت‌های تازه تعریف می‌کنند و حتی برای آن‌ها KPI و OKR مشخص می‌کنند. اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند:

آیا منابع سازمان هم متناسب با این اولویت‌های جدید تغییر مسیر داده‌اند؟

اگر پاسخ منفی باشد، احتمال زیادی وجود دارد که استراتژی فقط در اسناد و جلسات مدیریتی تغییر کرده باشد.

Resource Allocation Strategy Execution
Resource Allocation Strategy Execution
ادامه مطلب ...

چرا تعدد پروژه‌ها و محصولات، اجرای استراتژی را مختل می‌کند؟

در بسیاری از سازمان‌ها، پروژه‌ها و محصولات جدید با هدف رشد، پاسخ‌گویی به مشتریان، توسعه بازار یا حل مشکلات داخلی آغاز می‌شوند. هر یک از این تصمیم‌ها ممکن است به تنهایی منطقی و قابل دفاع باشند. اما مسئله زمانی شکل می‌گیرد که تعداد پروژه‌ها، محصولات فعال از ظرفیت واقعی سازمان بیشتر شود.

در چنین شرایطی، منابع مالی، توجه مدیران و ظرفیت تیم‌ها میان فعالیت‌های متعددی تقسیم می‌شود. تقریباً همه چیز مهم تلقی می‌شود، اما هیچ‌یک از اولویت‌های استراتژیک تمرکز کافی دریافت نمی‌کند. سازمان بسیار مشغول است، ولی این مشغولیت الزاماً به پیشرفت استراتژیک منجر نمی‌شود.

سازمان‌ها معمولاً سازوکار مشخصی برای آغاز پروژه‌ها و محصولات دارند، اما در توقف آنها ضعیف عمل می‌کنند. یک پروژه ممکن است به درخواست مدیر، نیاز فوری یک مشتری، فرصت جدید بازار یا برنامه یک واحد آغاز شود. یک محصول نیز ممکن است در مقطعی ارزشمند بوده باشد و مشتریان یا درآمد مشخصی ایجاد کرده باشد.

اما پس از شروع، توقف یا کنارگذاشتن آنها دشوار می‌شود. مدیران نمی‌خواهند هزینه‌های گذشته از بین برود. واحدها از فعالیت‌های خود دفاع می‌کنند. مشتریان فعلی انتظاراتی دارند و تیم‌ها نیز به پروژه یا محصولی که روی آن کار کرده‌اند وابسته می‌شوند. در نتیجه، پروژه‌ها و محصولات قدیمی در کنار فعالیت‌های جدید باقی می‌مانند و به‌تدریج بخش بزرگی از ظرفیت سازمان را مصرف می‌کنند.

Too Many Projects and Products
Too Many Projects and Products
ادامه مطلب ...