وقتی یک سازمان وارد بحران میشود، معمولاً اولین چیزی که تغییر میکند، افق تصمیمگیری است. در شرایط عادی، مدیران درباره رشد، توسعه بازار، سرمایهگذاری، توسعه محصول و ایجاد مزیت رقابتی تصمیم میگیرند. اما وقتی درآمد کاهش پیدا میکند، نقدینگی تحت فشار قرار میگیرد یا دسترسی به منابع دشوار میشود، اولویتها تغییر میکنند. دیگر سؤال اصلی این نیست که «چطور سریعتر رشد کنیم؟»؛ بلکه این است که «چطور سازمان را از این دوره عبور دهیم؟»
اینجاست که مفهوم استراتژی بقا (Survival Strategy) اهمیت پیدا میکند.
اما اگر بحران کوتاه نباشد چه؟ اگر محیط کسب و کار مرتباً دچار شوک شود و سازمان مجبور باشد بارها خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، صرفاً زنده ماندن کافی نیست. سازمان باید بتواند پس از هر اختلال، خود را با شرایط جدید هماهنگ کند و همچنان توان حرکت داشته باشد.
اینجا مفهوم تاب آوری سازمانی (Organizational Resilience) مطرح میشود.



