در شرایط عادی، سازمانها درباره رشد، توسعه بازار، سرمایهگذاری، محصول جدید و افزایش سهم بازار تصمیم میگیرند. اما گاهی شرایط بهگونهای تغییر میکند که سؤال اصلی دیگر این نیست: «چگونه رشد کنیم؟» بلکه سؤال به این تبدیل میشود:
«چگونه دوام بیاوریم؟»
کاهش شدید درآمد، بحران نقدینگی، اختلال در تأمین، از دست رفتن بازار یا محدود شدن منابع حیاتی میتواند سازمان را وارد چنین وضعیتی کند. در این شرایط، استراتژی بقا معنا پیدا میکند.
نمونه ملموس آن را میتوان در شرایط بحران فعلی کسب و کارهای کشورمان دید. ترکیبی از تورم بالا، افت ارزش پول، محدودیتهای تجاری، اختلال در زیرساختها و انرژی و افزایش عدم قطعیت اقتصادی میتواند سازمانی را که پیشتر بر رشد و توسعه تمرکز داشته، به نقطهای برساند که اولویت اصلی آن حفظ نقدینگی، تأمین هزینههای جاری، نگهداشت نیروهای کلیدی و ادامه فعالیت باشد.
در این شرایط، سؤال مدیریتی ممکن است موقتاً از «چگونه رشد کنیم؟» به «کدام هزینهها، محصولات و پروژهها را باید متوقف یا محدود کنیم تا کسبوکار بتواند چند ماه آینده را پشت سر بگذارد؟» تغییر کند.
این همان نقطهای است که سازمان عملاً وارد شرایط بقا میشود.

