چگونه یک هدف کلی را به نتیجه قابل اندازه‌گیری تبدیل کنیم؟

در مطلب قبل درباره این صحبت کردیم که نتیجه قابل اندازه‌گیری در استراتژی چیست و چرا نباید فعالیت‌ها و خروجی‌هایی مانند اجرای پروژه، راه‌اندازی یک سامانه یا تولید قابلیت‌های جدید را با نتیجه اشتباه گرفت. اما شناخت تفاوت میان خروجی و نتیجه، تنها بخشی از مسئله است. چالش اصلی زمانی آغاز می‌شود که سازمان با هدف‌هایی مانند «بهبود تجربه مشتری»، «افزایش بهره‌وری»، «رشد فروش» یا «افزایش چابکی» روبه‌روست.

این هدف‌ها جهت حرکت را مشخص می‌کنند، اما هنوز برای اجرا و ارزیابی کافی نیستند. تا زمانی که مشخص نباشد دقیقاً چه تغییری باید ایجاد شود و این تغییر چگونه سنجیده خواهد شد، نمی‌توان تشخیص داد که سازمان واقعاً به هدف خود نزدیک شده است یا خیر. بنابراین پرسش اصلی این است: چگونه می‌توان یک هدف کلی را به نتیجه‌ای مشخص و قابل اندازه‌گیری تبدیل کرد؟

Turn Goals into Measurable Results
ادامه مطلب ...

نتیجه قابل اندازه گیری در استراتژی دقیقاً چیست؟

در بسیاری از سازمان‌ها، اجرای استراتژی با مجموعه‌ای از پروژه‌ها و اقدامات آغاز می‌شود. سامانه‌ای راه‌اندازی می‌شود، محصولی توسعه پیدا می‌کند، ساختار سازمان تغییر می‌کند یا کارکنان آموزش می‌بینند. چند ماه بعد نیز گزارشی از کارهای انجام‌شده ارائه می‌شود: پروژه تکمیل شده، قابلیت‌های جدید تحویل داده شده‌اند و برنامه‌ها مطابق زمان‌بندی پیش رفته‌اند.

اما یک پرسش مهم اغلب بی‌پاسخ می‌ماند: این اقدامات چه تغییر قابل اندازه‌گیری در مشتری، کسب و کار یا عملکرد سازمان ایجاد کرده‌اند؟

تکمیل یک پروژه یا تحویل یک قابلیت جدید، لزوماً به معنای تحقق استراتژی نیست. استراتژی زمانی اجرا شده است که تصمیم‌ها و سرمایه‌گذاری‌های سازمان، تغییری واقعی و قابل سنجش ایجاد کنند.

Measurable Results in Strategy
Measurable Results in Strategy
ادامه مطلب ...

تحول کسب و کار در شرایط بحران؛ چگونه با منابع کمتر، اجرای سازمان را حفظ کنیم؟

در شرایط بحران، رکود، تورم و محدودیت منابع، مسئله اصلی بسیاری از شرکت‌ها دیگر رشد سریع نیست؛ بلکه حفظ نقدینگی، تمرکز بر فعالیت‌های حیاتی و ادامه اجرای مؤثر است. در چنین شرایطی، تحول کسب و کارنباید به‌معنای اجرای یک برنامه بزرگ، پرهزینه و بلندمدت باشد. در چنین شرایطی نقش تحول کسب و کار این است که به سازمان کمک کند تصمیم بگیرد:

  • چه پروژه‌ها و محصولاتی باید ادامه پیدا کنند؟
  • چه فعالیت‌هایی باید متوقف یا محدود شوند؟
  • منابع محدود باید در کجا متمرکز شوند؟
  • سازمان با ظرفیت کمتر چگونه باید کار کند؟
Business Transformation in Crisis
Business Transformation in Crisis
ادامه مطلب ...

تحول کسب و کار چیست؟

تحول کسب و کار مفهومی گسترده‌تر از اجرای یک پروژه تغییر، استقرار یک ابزار مدیریتی یا بهبود یک فرایند مشخص است. وقتی از تحول کسب و کار صحبت می‌کنیم، منظور مجموعه‌ای از تغییرات هدفمند و هماهنگ در اجزای اصلی سازمان است که توان آن را برای اجرای استراتژی، سازگاری با شرایط جدید و خلق ارزش پایدار افزایش می‌دهد.

این تحول ممکن است بخش‌های مختلفی از سازمان را دربرگیرد؛ از استراتژی و مدل کسب و کار گرفته تا ساختار سازمانی، فرایندها، فناوری، منابع انسانی، فرهنگ، تجربه مشتری و شیوه تصمیم‌گیری. به همین دلیل، تحول کسب و کار معمولاً یک حوزه تخصصی واحد نیست و یک مشاور نیز لزوماً تمام ابعاد آن را به تنهایی پوشش نمی‌دهد.

Business Transformation Scope
Business Transformation Scope
ادامه مطلب ...

چرا تعدد پروژه‌ها و محصولات، اجرای استراتژی را مختل می‌کند؟

در بسیاری از سازمان‌ها، پروژه‌ها و محصولات جدید با هدف رشد، پاسخ‌گویی به مشتریان، توسعه بازار یا حل مشکلات داخلی آغاز می‌شوند. هر یک از این تصمیم‌ها ممکن است به تنهایی منطقی و قابل دفاع باشند. اما مسئله زمانی شکل می‌گیرد که تعداد پروژه‌ها، محصولات فعال از ظرفیت واقعی سازمان بیشتر شود.

در چنین شرایطی، منابع مالی، توجه مدیران و ظرفیت تیم‌ها میان فعالیت‌های متعددی تقسیم می‌شود. تقریباً همه چیز مهم تلقی می‌شود، اما هیچ‌یک از اولویت‌های استراتژیک تمرکز کافی دریافت نمی‌کند. سازمان بسیار مشغول است، ولی این مشغولیت الزاماً به پیشرفت استراتژیک منجر نمی‌شود.

سازمان‌ها معمولاً سازوکار مشخصی برای آغاز پروژه‌ها و محصولات دارند، اما در توقف آنها ضعیف عمل می‌کنند. یک پروژه ممکن است به درخواست مدیر، نیاز فوری یک مشتری، فرصت جدید بازار یا برنامه یک واحد آغاز شود. یک محصول نیز ممکن است در مقطعی ارزشمند بوده باشد و مشتریان یا درآمد مشخصی ایجاد کرده باشد.

اما پس از شروع، توقف یا کنارگذاشتن آنها دشوار می‌شود. مدیران نمی‌خواهند هزینه‌های گذشته از بین برود. واحدها از فعالیت‌های خود دفاع می‌کنند. مشتریان فعلی انتظاراتی دارند و تیم‌ها نیز به پروژه یا محصولی که روی آن کار کرده‌اند وابسته می‌شوند. در نتیجه، پروژه‌ها و محصولات قدیمی در کنار فعالیت‌های جدید باقی می‌مانند و به‌تدریج بخش بزرگی از ظرفیت سازمان را مصرف می‌کنند.

Too Many Projects and Products
Too Many Projects and Products
ادامه مطلب ...