وقتی همه چیز اولویت دارد، سازمان عملاً هیچ اولویتی ندارد
در برخی از سازمان ها تقریبا همه چیز مهم است؛
توسعه محصول جدید با تمام قابلیتهای متصور برای آن و فتح بازار جدید مهم است.
تکمیل محصولی که از سال قبل باقی مانده، بهبود UX آن و تجربه مشتری مهم است.
اجرای پروژه تبلیغات گسترده برای محصول قدیمی مهم است.
پیادهسازی تحول کسب و کار، کاهش هزینهها و تحول دیجیتال مهم است.
و خلاصه اینکه هیچ بخشی از سازمان حاضر نیست از اولویت خود صرفنظر کند و هر یک از آنها دلایل خاص خودشان را نیز دارند. اما یک مسئله اساسیتر وجود دارد، منابع سازمان نامحدود نیستند.

انتخاب استراتژیک یا فهرست آرزوها؟
وقتی سازمان تعداد زیادی هدف استراتژیک تعیین میکند و برای هیچ کدام دامنه، محدودیت و یا انتخابی قائل نمیشود، اهداف استراتژیک در عمل به لیستی از خواستهها تبدیل میشود. در چنین شرایطی تمام پروژهها و خواستهها مهم هستند بدون اینکه مشخص باشد اولویت کدام یک بالاتر است و یا کدام یک میتواند زودتر اجرا شود و یا منابع بیشتری دریافت کند در حالی که بقیه در صف انتظار هستند.
گاهی هم تمامی پروژهها به صورت موازی فعال هستند، و پیش میروند، اما منابع آنها کافی نیست و این ممکن است موجب پایین آمدن سرعت توسعه آنها شود. در حالت دیگر جابجایی منابع و نیروی انسانی بین پروژهها آنقدر بالا میرود که ممکن است موجب پایین آمدن کیفیت پروژهها گردد.
در نهایت سازمان به شدت مشغول است ولی دستاورد استراتژیک با تاخیر بسیار زیاد و گاهی با کیفیت پایین به دست میآیند.
اولویت بندی واقعی یعنی چه؟
اولویت بندی یعنی ارزیابی و مقایسه ابتکارات بر اساس میزان مشارکت آنها در تحقق اهداف استراتژیک، ارزش مورد انتظار، فوریت و منابع موردنیاز؛ و سپس تصمیم گیری درباره اینکه سازمان چه چیزی را اجرا کند، به تعویق بیندازد، بازطراحی کند یا متوقف سازد.
اولویت بندی زمانی معنا پیدا میکند که به تصمیمهای دشوار منتج شود. بر این اساس سازمان تصمیم میگیرد که چه محصول یا پروژهای معوق شود و منابع آن به دیگر پروژه ها و یا محصولات منتقل گردد؛ دامنه آن کاهش یابد و یا به طور کامل متوقف گردد (شاید این کار زمانی توجیهپذیر بوده ولی هماکنون دیگر نیست).
این نوع تصمیمگیری اصلا ساده نیست؛ به ویژه زمانی که هر پروژه یا محصول حامیان خود را دارد. اما این کار ضروریست، چرا که بدون یک تصمیم قاطع درباره اولویت ها، آنها فقط برروی کاغذ باقی میمانند و هرگز به مرحله عمل نمیرسند.
اگر در سازمان همه ابتکارات با اهمیت یکسان دنبال میشوند، باید پرسید آیا سازمان واقعاً انتخابی انجام داده است؟
سؤال این نیست که چه تعداد اولویت داریم؛ سؤال این است که برای تحقق اولویتهای اصلی، حاضریم از چه چیزهایی صرفنظر کنیم.
0 پیام